دست نوشته ها

آه از این دل که به صد بند،نمی گیرد پند

برای چه؟؟؟؟؟؟؟
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  

من که نمی رسم به تو ، این همه پل برای چه؟
وصل که پا نمی دهد ، ساز و دهل برای چه؟

بوی تو مست می کند ، مدعیان عشق را
من به خزان رسیده ام ، این همه گل برای چه؟

آب به جوی نامده ، گل بگرفته راه را
من که به تو نمی رسم ، این همه پل برای چه؟؟؟؟

 


کلمات کلیدی:
دعوتنامه
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  

هنوز می توانی
چون هستی
من،
من،
من نمی توانم
چون نیستم
من هیچ کس نیستم
هیچ کجا نیستم
هیچ
هیچ
نه ! نه !
من حتی هیچ هم نیستم
تاب در من نیست
توان در من نیست
نیست
نیست
من نمی توانم
چرا؟؟
.
.
.
.
چون عاشق نیستم
تو گر می توانی
.
.
.
.
عاشقم کن


کلمات کلیدی:
نا کجا اباد
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  

اینجا که پا گذاشتی ، عقلتو جا گذاشتی
رئیس اینجا بودی ، اسمشو چی می ذاشتی؟

کوچه که بی چراغه ، روی گنبدا کلاغه

هنوز تو شهر قصه ، بازار دشنه داغه


کلمات کلیدی:
رقص سبز
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  

سال نو می آید و

در رقص این سبزینه یاد آور


کلمات کلیدی:
یاد و باد
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  

چون حبابی سر خوش
غرق رویا بودم
غرق دریا شدن و موج شدن
من گمان می کردم
او مرا خواهد برد
به همان کوچه ی رنگین شده از فصل بهار
به همان خانه ی بی رنگ و ریا
و همان لحظه که بی تاب شوم
راهی وادی مهتاب شوم
من در این وهم سترگ،که مرا خواهد برد،به همان سادگی رفتن باد
.
.
.
او مرا برد
ولی برد ز یاد


کلمات کلیدی:
نانوشته
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩  

چون که همسایه شدیم
داخل کوچه سر سبز بهار


کلمات کلیدی:
نامه ای به خودم
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸  

تو قد کشیدی ولی بزرگ نشدی

خوب که نگاه کنی، با هزار من ادعا به وعده یک آبنبات چوبی بی صدا می شوی

 


کلمات کلیدی:
قصه گنجشکها
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸  

  گنجشکها دیگر پروا ندارند

شاید چون با هم می پرند و تنها نمی پرند

لانه را جابجا کردند

نه!!!،نه!!!!

فقط کمی بالاتر

 


کلمات کلیدی: قصه گنجشکها
خرید خانه
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸  

آقا اگه قصد دارین خونه بخرین خیلی دقت کنین

ما که حیرون شدیم

عجب حکایتی شده این محل ما

گمون کنم راهنمائی و رانندگی هر چی تابلوی اضافه داشته زده تو محله ما

می خندین؟؟؟؟؟

 


کلمات کلیدی: طنز
گل بازی
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸  

زیر باران رفتم
چتر خود رابستم
خیس خیسم اکنون
و به اندازه ی آن حسرت تو
خسته از باغچه تزویرم
پا به گل ،خنده ی تلخی بر لب


کلمات کلیدی: گل بازی
تفاوت
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸  

حقیقتا که تفاوت بسیار است بین آنچه من می بینم و او می  داند

 دیشب(شب گرمی بود)



کلمات کلیدی:
آب
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸  

آب را گل کردن، کار هر بی خردی است

گر توانی و گلی آب دهی، نه که بر آب دهی

آن زمانت که نباشی خوش باش

که

گلی ، در چمنی

قدر آن آب که دادی، داند

و همین است که

عشقش نامند.

.

.

.

 

یاد سهراب بخیر،آب راگل نکنیم

 

 

 


کلمات کلیدی: آب
شکوفه
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ امرداد ۱۳۸۸  

...یادی هر چند  کوتاه از بهاری که رفت

                        و

امید  بر بهاری که می گویند روزی از راه میرسد

.........................................

برف آرمیده در کناره دیوار باغ، اندک اندک شکل غریبی می گیرد



کلمات کلیدی: شکوفه
اندر احوال ما آدمهای گیج
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸  

همیشه با خودم می گفتم این کلمه ""گیج"" یعنی چی؟

حالا از همیشه بهتر می فهمم،آره بابا،اینکه می گن ما نمی فهمیم خیلی هم درست

نیست


درخت سیب
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸  

همسایه دبیرستان پسرانه ایم،از اون شیطونا یا بهتر بگم از این شیطونا

یادگار پدر بزرگ رفتمون،یه درخته سیبه که کنار دیوار همین مدرسه جا خوش کرده


کلمات کلیدی: درخت سیب
حرف نداره
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸  

آقا جالبه

موندم حیرون

می خوام سری تو سرا در بیارم ، یه جای کار می لنگه


کلمات کلیدی: حرف نداره
نامه ای به عمه جان
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸  

 

عمه جان  سلام       

امیدوارم که حالت خوب باشه ، بهتری عمه جان؟؟

 

 


کلمات کلیدی:
خاطرات یک بچه ترسو
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸  

::یه خاطره از یه بچه ترسو::

شبها که خواب نمی رفتم مادر بزرگ قصه میگفت،

فکر میکردم قصه و افسانه یکی میشه،اگر هم بشه پس حالا

می فهمم که مادر بزرگ چی می گفت:

اون زندگی می گفت

می گفتم برات: 


کلمات کلیدی: خاطرات یک بچه
درود بر فلانی
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸  

 

""به دوستی که مدتی  مینویسد :درود بر فلانی"

می نویسی درود بر فلانی،چرا؟؟

می دانی که هر آن چه گوئی بر دیده من  جای دارد.

ولی....درود !!!

 


کلمات کلیدی: درود بر فلانی
در حاشیه انتخابات و آنچه گفته نشد
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸  

رشد های آنچنانی وآنچه گفته نشد

رشد 100 در صدی مترو تهران نسبت به زمان مظفر الدین شاه

رشد تولیدات پترو شیمی نسب به 4 سال آخر صدارت امیر کبیر

رشد خیلی زیاد غنی سازی اورانیوم نسبت به 3 روز آخر حمله تیمور( آنهم از نوع لنگ)

ماست شدن یک شبه شیرهای داخل قابلمه نسب به روز قبل که هنوز از گاو دوشیده

نشده بود


کلمات کلیدی:
از نوشتن برای انتخابات تا فیلم 4 ملوان زبل
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸  

سلام،
قرار بود برای جائی از انتخابات بنویسم
ولی من هر چی فکر کردم چیزی به فکرم نرسید
پیش خودم گفتم حالا که تا اینجا اومدم بزار اقلا یه خاطره تعریف کنم:


کلمات کلیدی: 4 ملوان زبل
اندر احوال سیاست کشور ما
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧  

چند روز پیش توی خیابون سراسیمه اومد جلو (یه آقائی)

و گفت:


ساعت
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧  

شنیدم دوباره تصمیم دارن ساعت ها رو یک ساعت بکشن عقب

آخه چه کاریه؟!

 

 


کلمات کلیدی: ساعت
اولین پرواز
ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧  

همیشه آرزو داشتم به ابرها برسم

 


کلمات کلیدی: اولین پرواز
یادمعلم کلاس اول
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧  

یادش بخیر

میگفت: به این درس ها توجه کنین،فردا بدردتون می خوره

 

 


کلمات کلیدی:
اندر احوال ملت خواب آلوده
ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧  

پرستاری میگفت:

کار ما شده بیدار کردن مریض ها برای خوردن دارو

 


به دوست قدیمی آقای پینوکیو
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧  

آهای پینوکیو

خوبی؟

ما هنوز هم همانیم که بودیم


کلمات کلیدی: به آقای پینوکیو
شاید
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧  

شاید من از تبار انسانهای نا امیدم

شاید من چون عده قلیلی و شاید کثیری از گونه انسانی راه را گم کرده ام


کلمات کلیدی: شاید
همه چی دست خداست
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧  

مادر بزرگ ما که همچی سوادی هم نداشت که اگه داشت حتما یه کاره ای میشد 

همیشه می گفت:

مادر یادت باشه همه چی دست خداست

 


کلمات کلیدی: همه چی دست خداست
فردا
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧  

پروازهای آینده رو از یه جا میشه پرسید

 

 


کلمات کلیدی: فردا
پیکان مدل 1357
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧  

پشت شیشه یک پیکان مدل ۱۳۵۷ نوشته بود:

"خود کرده را تدبیر نیست"


کلمات کلیدی: پیکان مدل 1357
شرکت در آینده مملکت بصورت ام.پی.تری
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧  

گفت:این دفعه دیگه رای نمی دم

گفتم:ای بی وطن


اندر احوال صغری خانم
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧  

این صغری خانم همسایه ما هم حکایتیه

ماهواره داره،مجله موفقیت می خونه،ایرانسل رند خریده،صبح زود

میره پیاده روی


کلمات کلیدی: صغری خانم
جراحی بینی پینوکیو
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧  

نیما(رفیقم) از بس قرص خواب میخوره، شبها همش خوابهای عجیب و غریب می بینه

دیروز دیدمش می گفت:

 


کلمات کلیدی: پینوکیو
در راستای بازبینی مدارک مدیران ارشد و شارژ ایرانسل
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧  

داشتیم با نیما(رفیقم) در مورد قصه آقای کردان گپ می زدیم

یه دفعه گفت امسال برام اتفاقات جالبی افتاد

گفتم بگو

 

 


کلمات کلیدی: بازبینی مدارک
عسل
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧  

از من پرسید:

امکانات بهشت رو دقیق می دونی؟

 


کلمات کلیدی: عسل
11 سپتامبر
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧  

دیگه داشت  حوصلمو سر می برد

از عراق و افغانستان وپاکستان گفت و رسید به لبنان و فلسطین و ...


کلمات کلیدی: 11 سپتامبر
ضرب المثل
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧  

دوستی که عضو دائمی جامعه رندان است میگفت:

به خارجیه گفتم :شما هم ضرب المثل دارین؟

 


کلمات کلیدی: ضرب المثل
مشکلات بلاد کفر
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧  

رفیقی دارم نیما نام

در بلاد کفر قدم می زدیم شب هنگام

خیل عظیم آدمیان چشم زاغ و مو طلائی را که دید همی گفت:

گمانه زنم که جهنم هم جائی است وسیع

دلیل همی آورد که جنت در تملک مسلمین است و


کلمات کلیدی: مشکلات بلاد کفر
انتظار
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧  

همه اینگونه ایم

همه در انتظاریم تا روزی کسی از در درآید،

غافل از اینکه ابتدا باید.....آری باید کولون درب را گشود

دیگر دیر زمانیست که کسی از پنجره داخل نمی شود


کلمات کلیدی: انتظار